خرید بک لینک
این روزها به تمام آرزوهایی که با ساخت این وبلاگ داشتم، رسیدم و حتی شاید بیشتر... به چیزهایی که فکرش رو هم نمیکردم... اما خیلی از روزها شاد نیستم! و می دونم که باید قدر و ارزش این روزهای خوب رو بیشتر ب

برچسب: نویسنده: ستایش محبی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:20

بعد از این همه خاله شدن برای دوستا و رفیقا

و حتا عمه شدن برای منی که هیچوقت عمه نمیشدم!

زن دایی شدن و زن عمو شدن...

حالا دارم خاله میشم...

خاله واقعی...

خواهر کوچولوی من داره مامان میشه... همون که همیشه تو خاله بازی های روزای بچگی، خاله کدبانو و خونه دار و مهربون و مامان بود... حالا داره مامان میشه ...

چقدر گریه کردم از ذوقم...

نی نی کوچولوی اندازه یه انجیر... خوش اومدی به دل خواهر من ...

برچسب: نویسنده: ستایش محبی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:20

این روزها حس دور شدن از خانواده و کمرنگ شدن اذیتم میکنه!

دور شدم از خانواده و هرچقدر هم تلاش کنم و دست و پا بزنم برای حفظ جایگاهم اما مجازی هستم!!

خواهر بزرگتر ولی مجازی...!!!

برچسب: نویسنده: ستایش محبی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:20

صفحه بندی